تبليغاتX
نگاه دار
من نگاهم را می نگارم
نام این وبلاگ بخاطر پذیرفته نشدن نام های دیگری بود که از قبل استفاده شده بودند. نگاه دار مدیون کسانی است که پیش از او آن نام ها را انتخاب کرده بودند.

نگاه دار را با لحن های مختلفی میتوان خواند. من دوست دارم این اسم را با لحنی مشابه حساب دار بخوانم. نگاه دار، کسی است که از نگاه ها نگهداری می کند.

نگاه دار، دوست دارد نگاه همه ی شما را نگهداری کند، دوست دارد آنها را دوست داشته باشد... نگاهتان را ارج می نهم.

 

رضا

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم فروردین 1390ساعت 23:48  توسط رضا  | 

گونه ام انسان
گونه هایم اشک
گونه ام بی پروا
گونه هایم سرد
گونه ام همراهی
گونه هایم تنها
گونه ام بی رنگی
گونه هایم سرخ
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم فروردین 1390ساعت 23:33  توسط رضا  | 

ما نقاش تابلویی هستیم که نامش زندگیست. در تابلوی زندگی گرچه برای نقش بستن یک خانه یا یک خیابان نیاز به خطوط محکم و دمیدن روح سخت به اشیاء است ولی نقش بستن نهر آب، رقص برگ ها در خزان، قطره های اشک، موهای دخترکی در باد، ابرهای آسمان و یک دانه شبنم، بروی بوم زندگی بدون وجود انعطاف در فکر، روح و اجرای نقش نگاری اش امکان پذیر نیست.

هر انسانی در پایان زندگی پایین نقاشی اش را امضا می کند.

بسیاری از نقاشی ها تنها روحی محکم و بدون انعطاف دارند و بسیاری دیگر از بس انعطاف دارند تنها شبیه دریا و یا باد هستند و در حال محو شدن اند.

ولی برخی از نقاشی ها سرشار از اقتدار و در عین حال لطافت اند، نقاشی هایی که معلوم است نقاش با افتخار زیر آن را امضا کرده است.

 

در پایان به اهمیت این موضوع می پردازم که برای حفظ، تغییر و در نهایت رشد در زندگی گام های متعددی وجود دارد ولی ما همواره برای حفظ خود و آخرین تغییرات به محکم بودن احتیاج داریم ولی برای رشد اندکی انعطاف لازم است تا بیابیم آنچه را که پیش از این نیافته ایم، تا بیاموزیم آنچه را که پیش از این نیاموخته ایم و در نهایت تغییر دهیم آنچه را که تا کنون تغییر نداده ایم و این ممکن نیست مگر آنکه در جاهای مورد نیاز انعطاف لازم را هم بکار گیریم.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم فروردین 1390ساعت 15:39  توسط رضا  | 

نگاه دار

متولد شد

نگهدار

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم فروردین 1390ساعت 3:49  توسط رضا  |